تبليغاتX
avardghah

آيا مشکل سياسی جريان سبز، قانع نشدن است؟

 

ضمن تسلیت ایام عاشورای حسینی و اعلام انزجار از حرمت شکنی فتنه گران منحرف در روز عاشورا و حامیان اموی شان، یادداشت نویسی خود را پی می گیرم.

 وقتی در ماجراهای سياسی و ادعاهای بی­دليل و اغتشاشات پس از انتخابات دقت می­کنيم به نظر می­رسد که استدلال  و برهان در مقابل بعضی­ها هميشه کارساز نيست و مشکل در جای ديگر است! ما در استدلال کردن هر چه هم زور داشته باشيم قدرتمان به گرد  استدلال  و برهان و اعجاز رسول گرامی اسلام (ص) که نبیّ و عقل كل هستند که نمی­رسد! با اين حال، قرآن کريم درباره مخالفت یهود با نبیّ اکرم (ص) می­فرمايد: «و جحدوا بها و استيقنتها انفسهم» (اينها مخالفت مي‌كنند در حالي كه به حقانيت پيامبر يقين دارند). اين يهوديان با اين­که منتظر ظهور نبیّ خاتم بودند اما به دليل محروم شدن از امتيازات خاص، با پيامبر اسلام (ص) درگير می­شوند و حتی حاضر می­شوند صدنفر صدنفر کشته شوند اما از اراده خود دست برندارند!

می­توان گفت: مخالفت، هميشه مبتنی بر عقلانيت و استدلال نيست، بلکه به امور نفسانی برمی­گردد. البته برخی هم هستند که مفتون تئوری های جامعه شناختی غرب شده اند که باید با گونه دیگری با انها برخورد کرد. معيار برخورد هم بايد همان «جذب حداکثری و دفع حداقلی» باشد و در وقت خود هم باید قاطع بود. 

 

نوشته شده در چهارشنبه نهم دی 1388ساعت 22 توسط حسن نوروزی
::: ::: ::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::

اهميت تشخيص اولويت­­بندی

 

هم چنانکه مقام معظم رهبری فرمودند در مسائل سياسی و در متن فتنه ها نبايد امور اصلی را فراموش کرد و به امور غيرمهم پرداخت. اين نکته، يکی از اصول و قواعد اصلی سياست­ورزی صحيح در شرايط امروز به شمار می­رود. به ياد بياوريم وجود مقدس اميرالمؤمنين (ع) را در آن­ جا که باطن جامعه خراب بود حق ولايت را ترك كردند تا جهت‏گيري توحيدي باقي بماند و بت‏پرستي جان نگيرد. وقتي هم حكومت به دستشان رسيد با معاويه مي‏جنگيدند ولي با شريح قاضي جنگ نمي‏كردند. يا وقتی که حكم حج تمتع در طواف نساء و حكم متعه عوض شده بود مي‏گفتند: اين زناست! ولي سر اين مطلب جنگ نمي‏كردند. اين نکته مهمی است. ولي در مقابل اين پيشنهاد که مي‏گفت: «حالا با معاويه بساز تا بعداً او را عزل كني»! مي‏ايستادند و مخالفت مي‏كردند. چرا در امر خلافت و ولايت مدتها ساكت بودند ولي در  امر ولايت معاويه اينگونه مخالفت مي‏كردند؟

حوزه و دانشگاه هم بايد قدرت تشخيص اولويت بندی بين امور مختلف را داشته باشند. بايد دقت کنند كه در شرايط مطلوب، در چه طبقه‏اي از امور بايد پائين نيامد و در چه موضوعاتي بايد پائين آمد؟ بايد كجا را پذيرفت و در چه زماني بايد همه چيز را فدا کرد؟

مثلاً بايد دانست که اهميت ولايت معصوم (ع) و حکومت دينی در اسلام چقدر است و چگونه است که هيچ امر ديگری يارای برابری با آنها نيست؛ چون اگر ولايت نباشد اعمال ديگر هم پذيرفته نمی­شود و حکومت دينی ـ به تعبير امام راحل (ره) ـ شعبه­ای از ولايت مطلقه رسول لله (ص) است.

 

نوشته شده در یکشنبه بیست و دوم آذر 1388ساعت 22 توسط حسن نوروزی
::: ::: ::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::

السلام علیکم یا اهل بیت النبوه

توفیق داشتم چند روزی به مشهد مقدس مشرف شوم و بارگاه حضرت ثامن الحجج (ع) را دوباره زیارت کنم. به قول یکی از دوستان شاعر:

گر نه راهی به سوی حج داریم

حــــرم ثـامـــن الحـجــج داریـم!

 

نوشته شده در پنجشنبه نوزدهم آذر 1388ساعت 22 توسط حسن نوروزی
::: ::: ::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::

«خداپرستی دسته­ جمعی» و «دنياپرستی دسته­جمعی»

کار دسته جمعی بر سرعت و دقت ما در پيشبرد امور می­افزايد. کار دسته جمعی، هم در جبهه کفار وجود دارد و هم در جبهه مؤمنين؛ منتها کفار برای لذت بيشتر و دنياپرستی شديدتر به کار دسته جمعی می پردازند و مؤمنين برای تقرب هر چه بيشتر به خداوند متعال رضايت افزون تر او. مثلاً روابط زناشويی که در اسلام، کاری در پرده است و جزو حركت­هاي جمعي نيست، كفار را ارضاء نمي­كند، لذا به شکل دست جمعي به اين گونه تحريکات می­پردازند! اما در جبهه مؤمنين، مثلاً حج، نماز ها و مجالس سوگواري به جماعت برگزار می شود و اين کار دسته جمعي، موجب ثواب بيشتر مي­شود.

در حقيقت، عمل جمعي در دو جبهه، دو هدف و دو مقصد دارد؛ در هر دو گروه، ترشح غدد و هيجانات شديد و لرزش هست، ولي در دو بُعد متفاوت شکل می گيرد. در هر دو سمت، تحريك­ها، شدت انعكاس پيدا مي­كند لکن، ما اين شدت انعكاس را در مجامع مذهبي و به طرف آخرت داريم و کفار به طرف دنيا.

با عرض معذرت، اگر كسي در پستو زنا كند، براي دستگاه توسعه‌ غربی، اصلاً زنا محسوب نمي­شود و او را ارضا نمي­كند! و اگر بدبخت و بيچاره ای جا يا پول نداشته باشد كه به عشرتكده‌هاي خاص برود و مجبور بشود با بدبختي خودش را ارضاء كند، هميشه از ته دل، آه حسرت می کشد که دستم نمي­رسد!! به همين صورت، اگر دست يك متدين به نماز جماعت و جمعه و حج و شب قدر و زيارت نرسد و مجبور باشد كه در باغی يا گوشه ای عزاداري حضرت ابا عبدالله (ع) را بر قرار كند و خودش هم نوحه بخواند و گريه كند، آه حسرت در دل او هست كه امسال به دليل آبياري كردن باغ نتوانستيم جايي براي عزاداري برويم! گريه هم مي­كند! پس اين آه حسرت، در هردو طرف وجود دارد ولي قصه دوتاست!

نوشته شده در یکشنبه بیست و چهارم آبان 1388ساعت 22 توسط حسن نوروزی
::: ::: ::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::

کار دسته­جمعی واجب است

 

کار دسته­ جمعی، واجب و ضروری است؟ چرا؟ چون دفاع از کلمه توحيد، واجب است و امروزه ثابت شده که بدون کار جمعی نمی­توان دفاع شايسته ای از کلمه توحيد به عمل آورد. در واقع، کار دسته جمعی از باب مقدمه واجب، واجب است (اين استدلال را در مورد ضرورت تشکيل حکومت دينی هم می­توان بيان کرد).

متأسفانه بسياری از ما به کارهای فردی عادت کرده­ ايم و تأمل نمی­کنيم که برای شکستن فرهنگ و اقتصاد کفار، که با تلاش های گروهی و سازمانی به دست آورده اند، نمی توان به کارهای فردی اکتفا کرد، بلکه بايد به تشکيل گروه ها و سازمان های علمی پرداخت و پژوهش های سازمانی را در اولويت قرار داد.

 

نوشته شده در شنبه بیست و سوم آبان 1388ساعت 22 توسط حسن نوروزی
::: ::: ::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::

دروغ در دنیای جديد!

به نظر می رسد در دنيای جديد، «دروغ» معنای جديدی پيدا کرده است. ما قبلاً فکر می­کرديم دروغ صرفاً يعنی «آن­چه هست بگويند نيست» يا «آن­چه نيست بگويند هست»! اما در دنيای جديد، عدم رعايت تقدم و تأخر رتبی اهم و مهم ها، و جابجا نمودن اصول و فروع، نوعی کوتاهی در ارائه حقيقت يک مطلب و به نحوی «دروغ» تلقی می­شود.

امروزه الگوي تنظيم اخبار در كمپاني­های خبری، به گونه­اي است كه اصلاً نيازي نيست که آشکارا دروغ بگويند، بلکه آنها  اخبار را به شيوه­اي تنظيم مي‌كنند كه خبر «ايجاد» مي‌شود؛ در واقع، با بزرگ کردن برخی مطالب غيرمهم و كوچك نمودن امور مهم، و با حذف كردن‌ها، بايكوت كردن­ها و ... کاری می­کنند که مردم آن­گونه بفهمند که آنها می­خواهند!

 

نوشته شده در چهارشنبه بیستم آبان 1388ساعت 22 توسط حسن نوروزی
::: ::: ::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::

«پيشرفت» مهم تر است يا «عدالت»؟

 

يکی از پرسش­هايی که رييس جمهور محترم در سال گذشته، از حوزويان و دانشگاهيان پرسيد اين بود: «آیا عدالت یك امر مجرد و تبعی است یا یك امر ذاتی و ناشی از ماهیت احكام و رفتار است؟» در پاسخ می­توان گفت: عدالت، ذاتی نيست بلکه ساختار و سازوکاری که با آن می­توان به «کمال» رسيد. عدالت دينی هم بايد ما را به کمال مورد نظر دين که همان عبوديت است برساند. پس، عدالت، تابع کمال است؛ يعنی عدالت، کمال را جستجو می­کند و غايت نظام عادلانه چيزی جز تحقق کمال نيست. بر اين اساس، با توجه به اين­که هيچ عرصه­ای از جامعه (اعم از سياست، فرهنگ و اقتصاد) نمی­تواند فارغ از کمال باشد، از­اين­رو، نمی­تواند جدا از تناسبات عدالت تحليل گردد.

 از سوی ديگر، اگر «پيشرفت» را به مترادف با وصول به «کمال» در نظر بگيريم، عدالت و پيشرفت، مفاهيمی مرتبط با يک­ديگر خواهند بود. در واقع، عدالت، واسطه تحققِ يک غايت و ارزشِ محوری است که همان پيشرفت و کمال و گسترشِ عبوديت در نظام اجتماعی می­باشد.

البته در برخی از مبانی، «قرار گرفتن هر آن­چه هست در منزلت طبيعی خود» را عدالت می­نامند، اما بهتر است بگوييم: قرار گرفتن امور در جايگاه خود در يک مجموعه، به شرط اين­که در حرکت آن مجموعه به سمت کمال نقش­ بيافريند، عدالت ناميده می­شود.

 

نوشته شده در سه شنبه نوزدهم آبان 1388ساعت 22 توسط حسن نوروزی
::: ::: ::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::

ضرورت انسجام فرهنگی

وقتی طرح «جنبش نرم­افزاری» مطرح گرديد، «دفاتر»، «مراکز» و نهادهايی در حوزه و دانشگاه تشکيل شد که اختصاصاً به اين مقوله بپردازند. وقتی هم که بحث «مديريت تحول» مطرح شد باز، برخورد مشابهی صورت گرفت و دفاتری برای پی­گيری اين توصيه راه افتاد. در پروژه­های ديگر فرهنگی هم همين ماجرا وجود داشته و دارد! به نظر می­رسد ريشه اين برخوردهای ناقص و ناپخته با توصيه­های فرهنگی مقام معظم رهبری (مدظله)، درک و تلقی متشتت از اين فرمايشات و عدم تدبير مديريتی در اين زمينه است. اگر چهارچوب و طرح کلی حرکت فرهنگی انقلاب اسلامی ترسيم شود مقولات متنوع فرهنگی، علی­القاعده از فروع و اجزاء آن طرح کلی قلمداد خواهند شد و لازم نخواهد بود با طرح هر بحث فرهنگی، دفتر و دستک خاصی راه بیفتد و احساس شود که اتفاق کاملاً جديدی در حال وقوع است!

رهبر انقلاب اسلامی، خط جمهوری اسلامی را خط رسيدن به «تمدن اسلامی» معرفی کرده، و تشکيل اين تمدن را نيازمند «توليد فکر» و «پرورش انسان» دانسته­اند. بنابراين می­توان گفت: آن چهارچوب و پارادايم کلی و حاکم، که بر همه پروژه­های فرهنگی، سايه می­اندازد، غايت و هدفی به نام «تمدن اسلامی» است. از اين­رو، مقولات و عناوينی مثل «تهاجم فرهنگی»، «شبيخون فرهنگی»، «اسلامی شدن دانشگاه­ها»، «ناتوی فرهنگی»، «جنبش نرم­افزاری»، «کرسی­های نقد و نظريه­پردازی»، «مهندسی فرهنگی کشور»، «پيوست فرهنگی»، «مديريت تحوّل»، «نقشه­ی جامع علمی کشور»، «پيشرفت و عدالت»، «تحول علوم انسانی»، به عنوان زوايا، شئون و الزامات مختلف جهت­گيری انقلاب اسلامی به سوی تمدّن اسلامی به شمار می­روند، نه اموری منفکّ و گسسته که در مديريت­ها و نهادهای مجزا قابل رهگيری باشند! در واقع اگر بتوان گفت که تشکيل تمدن اسلامی نيازمند سه انقلاب در سه ساحت «سياست، فرهنگ و اقتصاد» است، می­توان تعبير «انقلاب فرهنگی» را به عنوان چتری برای همه توصيه­های فرهنگی فوق، تصور کرد. لذا پيشنهاد اين است که شورای عالی انقلاب فرهنگی، تدبيری بينديشد و به ايجاد انسجام در مديريت فرهنگی کشور بپردازد. بايد تلاش کنيم که اولاً، راه را گم نکنيم و گرفتار روزمرگی نشويم و ثانياً، با ايجاد شبکه فرهنگی بر محور توليد نرم­افزارهای تمدن اسلامی، از تحقيقاتِ بی­برنامه، غيرمهم، ضعيف و يا موازی پرهيز نماييم.

 

نوشته شده در یکشنبه هفدهم آبان 1388ساعت 22 توسط حسن نوروزی
::: ::: ::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::